ذبيح الله صفا
575
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
مسخّر خود كرد و بسيار كس مريد و معتقد گشتند ، و از جملهء معتقدان يكى امير معين الدّين پروانه بود و عظيم محبّ شيخ بود و اعتقاد تمام داشت و بارها بشيخ فخر الدّين گفت كه موضعى را اختيار كن تا مقامى بسازيم . شيخ تمرّد مىنمود و فارغ البال بوقت خويش مشغول مىبود . عاقبة الامر خانقاهى در دوقات بساخت » « 1 » . عراقى در خانقاه « دوقات » يا « توقات » « 2 » ( از بلاد آسياى صغير ميان قونيه و سيواس ) تا سال 675 كه پروانه را بقتل رسانيدند ، يا مدّت كمى بعد از آن بسر مىبرد . اين معين الدّين پروانه كه از معتقدان عراقى و مربّى چند تن از مشايخ و علما بوده ، معين الدّين سليمان بن على معروف به « پروانه » است كه مدّتى وزارت سلاجقهء روم را در اواخر عهد آنان بر عهده داشت ، و در ايلخانى هولاگو چون اطاعت مغول را پذيرفته بود بحكمرانى روم انتخاب گرديد و در سال 675 بهمدستى با الملك الظّاهر بيبرس بندقدارى ( 658 - 676 ) از پادشاهان مماليك بحرى مصر متّهم شد كه در سال مذكور سپاهيان مغول و روم را در محلّ ابلستين به سختى در هم شكسته و بسيارى از آنان را كشته بود ، و بسبب همين اتّهام بفرمان اباقا بهمراه سى و شش تن از كسان و نزديكان خويش بقتل رسيد و معروفست كه مغولان جسد آن بيچاره را قطعه قطعه كردند و در ديگ پختند و براى تسكين غضب خود نسبت به او هريك قطعهيى از گوشت او را خوردند و اباقا نيز در اين « آدمخوارى » شريك و سهيم بود ! بهرحال عراقى بعد از واقعهء معين الدّين پروانه چند مدّتى بيش در روم نپائيد و از آنجا بمصر رفت و در خدمت مماليك بحرى مصر درآمد و چندگاهى بنا بروايت اغلب سمت شيخ الشّيوخ يعنى پيشوايى مشايخ متصوفهء مصر را بر عهده داشت ولى ازين مقام ظاهرى به زودى ملول شد و از مصر بشام كه آن هم در قلمرو مماليك بحرى مصر بود شتافت ، و خواه در مصر و خواه در شام همواره مورد اكرام بود .
--> ( 1 ) - مقدمه ديوان عراقى ص 10 . ( 2 ) - Tokad .